رابطه اخلاق و اعمال انسان
عمل به فعالیتی گفته میشود که از روی تعقل و تفکر انجام شود و با علم همراه باشد، در حالی که فعل معنای گستردهتری دارد و ممکن است با تعقل و تفکر همراه نباشد. این تفاوت را میتوان از آیات قرآن نیز استنباط کرد؛ عمل به کارهای ارادی اطلاق میشود، اما فعل گاهی برای کارهای غیرارادی و حتی جمادات نیز به کار میرود.
رابطه عمل و اخلاق
اعمال انسان ریشه در اخلاق او دارد و خلق و خوهای درونی در رفتارها نمایان میشوند. به عبارت دیگر، اعمال و رفتارهای انسان نتیجه خلق و خوی درونی اوست. از سوی دیگر، اعمال انسان نیز به اخلاق او شکل میدهد؛ تکرار یک عمل، چه خوب و چه بد، به تدریج به یک حالت درونی تبدیل شده و ادامه آن منجر به پیدایش یک ملکه اخلاقی میشود. به همین دلیل، یکی از راههای مؤثر برای تهذیب نفس، تهذیب اعمال است. نباید اجازه داد تکرار یک عمل بد در روح و جان انسان ریشه دوانده و آن را به رنگ خود درآورد و باعث پیدایش رذایل اخلاقی شود.
در روایات اسلامی توصیه شده است که پس از لغزشها و گناهان، فوراً توبه شود تا آثار آن از دل و جان شسته شود و گناه تکرار نشود و به اخلاق رذیله تبدیل نگردد. برعکس، دستور داده شده است که کارهای نیک آنقدر تکرار شوند تا به عادت تبدیل گردند.
قرآن کریم نیز به این موضوع اشاره دارد:
- «چنین نیست که آنها میپندارند، بلکه اعمالشان چون زنگاری بر دلهایشان نشسته است.» (سوره مطففین، آیه 14)
- «این گونه برای اسرافکاران اعمالشان زینت داده شده است (که زشتی این عمل را درک نمیکنند).» (سوره یونس، آیه 12)
- «آیا کسی که عمل بدش برای او آراسته شده و آن را خوب و زیبا میبیند همانند کسی است که واقع را آنچنان که هست مییابد؟» (سوره فاطر، آیه 8)
- «او و قومش را دیدم که برای غیر خدا- خورشید- سجده میکنند و شیطان اعمالشان را در نظرشان جلوه داده …» (سوره نمل، آیه 24)
- «بگو آیا به شما خبر دهیم که زیانکارترین مردم در کارها چه کسانی هستند؛ آنها که تلاشهایشان در زندگی دنیا گم (و نابود) شده با این حال میپندارند کار نیک انجام میدهند.» (سوره کهف، آیه 103)
- «توبه تنها برای کسانی است که کار بدی از روی جهالت انجام میدهند، سپس به زودی توبه میکنند؛ خداوند توبه چنین اشخاصی را میپذیرد و خدا دانا و حکیم است.» (سوره نساء، آیه 17)
- «از اموال آنها صدقهای (زکات) بگیر، تا به وسیله آن آنها را پاک سازی و پرورش دهی!» (سوره توبه، آیه 103)
تفاوت اخلاق و عمل در انسان
اخلاق یک امر درونی و باطنی است که منشأ رفتارها میشود، اما عمل چیزی است که در خارج و ظاهر و از روی قصد واقع میشود.
عمل به احکام دینی (شرع) و فعل اخلاقی
هر نظامی اخلاقی، منابع خاصی برای استخراج دستورات و الزامات اخلاقی دارد. بین نظام اخلاقی و منابع اخلاقی یک رابطه منطقی و تناسب عقلانی برقرار است. نمیتوان در یک سیستم اخلاقی خاص، هر الزام اخلاقی را از جایی بیرون کشید یا بر آن تحمیل کرد.
برای تبیین نقش هر یک از منابع، ابتدا به جایگاه عقل و نقل (قرآن و سنت) به صورت کلی و سپس به هر کدام از این منابع به صورت جداگانه میپردازیم:
در اندیشه اسلامی، سه رویکرد درباره جایگاه عقل و نقل وجود دارد: نقلمحوری، عقلمداری و راه میانه.
- نقلمحوری: در این دیدگاه، هرگونه داوری درباره خوبی و بدی به دست خداوند است. خوب چیزی است که شارع به آن امر کند و بد چیزی است که از آن نهی کند، زیرا عقل توانایی تشخیص آن را ندارد. در این نگرش، عقل تنها خادم دین و ابزاری برای فهم مفاهیم و مقاصد آن است.
- عقلمداری: این دیدگاه معتقد است که عقل به تنهایی و بدون نیاز به شرع، توانایی تشخیص خوب و بد را دارد. این نگرش که به «خردگرایی افراطی» شهرت دارد، همواره با جریان خردستیز نخست در چالش بوده است.
- راه میانه: این نگرش، که جریان عقلانی شیعی را تشکیل میدهد، راهی میانه بین دو رویکرد قبلی است. در این دیدگاه، نکات زیر قابل توجه است:
- راههای شناخت انسان (در افراد معمولی و بدون در نظر گرفتن وحی و شهود)، منحصر به حس و عقل است.
- ادراک حسی از طریق حواس ظاهری و در اثر پیوند با جهان مادی خارجی به دست میآید. برد این ادراک بسیار محدود است و نمیتوان انتظار داشت که مسیر صحیح زندگی را در همه ابعادش بشناسد. علاوه بر این، حس در بسیاری موارد خطا میکند و قادر به تشخیص نیست.
- ادراک عقلی نیز تنها وسیلهای برای درک سلسله مفاهیم کلی و بدیهیات اولیه است و برای شناخت و تعیین مسیر زندگی کارآیی ندارد. بیشترین توان چنین شناختهایی آن است که بتواند مسائل فلسفی محض مانند وجود خداوند را اثبات کند.
- با توجه به نارساییهای راههای شناخت پیشین و ناتوانی آنها در تعیین برنامه دقیق زندگی به گونهای که موجب سعادت و کمال اخروی و ابدی شود، و از سوی دیگر، حکیم بودن خداوند که معنا ندارد انسان را برای دستیابی به سعادت ابدی از راه اعمال اختیاری آفریده ولی شناختهای لازم را در اختیار او قرار ندهد، این نتیجه به دست میآید که حکمت الهی اقتضا میکند که شناخت لازم را در اختیار همه انسانها قرار داده و راهی را معین کند که انسان بتواند هدف و چگونگی رسیدن به آن را بشناسد و این راه، چیزی جز راه وحی و نبوت نیست.
قرآن کریم نیز به این حقیقت اشاره کرده است: «ما پیامبرانی مژده و بیم دهنده فرستادیم تا از آن پس مردم را بر خداوند حجتی نباشد.» (نساء، 165)
از آنجا که ما در تشخیص کمال با مشکل روبهرو هستیم و رابطه افعال با نتایج آنها در بسیاری از موارد بر ما نامعلوم است، تضمینی وجود ندارد که عقل انسان کمال مطلوب را درست شناخته یا پیوند میان افعال اختیاری آدمی با آن را درست درک کند. یعنی به درستی بداند که فلان کار خاص چه جواب کامل آمیرزا اپدیت جدید 1405 تأثیری در رسیدن به کمال مطلوبش دارد؟ آیا او را به آن نزدیک میکند یا از آن دورتر میسازد. این است که برای دور ماندن از خطاهای احتمالی دوگانه مزبور، یعنی تشخیص هدف مطلوب و نیز راه منتهی به آن، باید به دامان شرع و پیام الهی پناه آورد.
با توجه به مطالب بالا، شرع (عمل به احکام دینی) به عنوان یکی از منابع فعل اخلاقی محسوب میشود.
