کاهش قدرت خرید مردم؛ تورم عامل رشد بازار، نه مصرف
اقتصاد ایران در یک سال اخیر، همزمان با تحریمها، اعتراضات و درگیریها، دستخوش تغییرات قابلتوجهی در الگوی مصرف خانوارها شده است. بررسیهای بازار خردهفروشی نشان میدهد که افزایش ارزش فروش، بیش از آنکه نتیجه افزایش مصرف باشد، ناشی از بالا رفتن قیمتها بوده است. به عبارت دیگر، حجم فروش تقریباً ثابت مانده، اما ارزش ریالی فروش تا ۵۲ درصد افزایش یافته است.

بر اساس گزارشی از هممیهن آنلاین که به بررسی وضعیت بازار خردهفروشی پرداخته، فشارهای اقتصادی از تجار و صادرکنندگان کالاهای اساسی گرفته تا مردم عادی را تحت تأثیر قرار داده و خرید از سوپرمارکتها و فروشگاهها را برای خانوادهها دشوارتر کرده است. آمارها و نظرسنجیهای انجامشده نیز این تغییر رفتار بازار را در یک سال گذشته تأیید میکنند.
تحلیل بازار در سه دوره بحرانی
در این مطالعه، بازار خردهفروشی در سه بازه زمانی کلیدی ارزیابی شده است. دوره اول شامل آبان و آذر سال گذشته بود، پیش از آغاز اعتراضات دیماه و درگیریهای اسفندماه. دوره دوم به دی بلاگ ماههای دی و بهمن سال گذشته، همزمان با اوج اعتراضات، اختصاص داشت. و دوره سوم نیز اسفند ۱۴۰۴ و فروردین ۱۴۰۵ را پوشش میدهد؛ دورهای که درگیریها ادامه داشت.
جامعه آماری این پژوهش حدود ۷۵ هزار فروشگاه خردهفروشی در شهرهای اصلی ایران را در بر میگیرد.
حجم فروش ثابت، هزینه خرید ۵۲ درصد افزایش یافت
نتایج بررسیها حاکی از آن است که در دورههای بحرانی، عامل اصلی رشد ارزش بازار، «تورم» بوده و نه افزایش مصرف. حجم کلی فروش در هر سه دوره مورد مطالعه تنها حدود ۰.۲ درصد تغییر کرده و عملاً ثابت باقی مانده است؛ در حالی که فروش ریالی ۵۲ درصد افزایش یافته است.
این ارقام نشان میدهد که خانوارها تلاش کردهاند سطح مصرف خود را حفظ کنند، اما برای خرید همان میزان کالا، مجبور به پرداخت هزینه بیشتری شدهاند.
در طول درگیریها، مشکل تأمین مواد اولیه در مدت کوتاهی حل شد؛ با این حال، گزارش اشاره میکند که جنگ اقتصادی واقعی پس از پایان درگیریهای ۴۰ روزه آغاز شده است. اکنون واردات محدود شده و تأمین مواد اولیه با دشواری بیشتری همراه است.
زنجیره تأمین نیز به دلیل آسیب به پتروشیمیها و پلها، و همچنین افزایش هزینههای حملونقل، با چالشهایی روبرو شده است؛ مسائلی که در نهایت به افزایش قیمت کالاها منجر میشود.
بحران: وقفه کوتاه در خرید یا رکود پایدار؟
با وجود شرایط جنگ اقتصادی، میزان مصرف ثابت مانده و قیمت کالاهای مصرفی افزایش یافته است. ارائه کالابرگ یکی از عواملی بوده که به حفظ سطح مصرف کمک کرده است.
در دوره دوم (دی و بهمن)، تمامی صنایع نسبت به دوره اول (آبان و آذر) با کاهش حجم فروش مواجه شدند. اما در دوره سوم (اسفند و فروردین)، بیشتر صنایع نسبت به دی و بهمن، رشد مثبت حجم فروش را تجربه کردند.
این روند نشان میدهد که بازار پس از شوک اولیه، توانسته بخشی از تقاضای ازدسترفته را بازیابی کند. بنابراین، تأثیر بحران در این دوره بیشتر به شکل یک وقفه کوتاهمدت در خرید بوده است، نه یک رکود پایدار.
خانوارها برای کالاهای اساسی هزینه بیشتری پرداختند
سهم فروش ریالی مواد غذایی در اسفند و فروردین نسبت به آبان و آذر افزایش یافته است. در مقابل، سهم فروش ریالی نوشیدنیها و لبنیات کاهش نشان میدهد.
این تغییر میتواند بیانگر آن باشد که خانوارها در شرایط بحرانی، بخش بیشتری از بودجه خود را به کالاهای ضروری اختصاص داده و خرید کالاهای غیرضروری یا قابلتعویق را کاهش دادهاند.
بیشترین فشار تورمی بر صنایع غذایی
آمارها نشان میدهد که درگیریها در اسفند و فروردین باعث تشدید تورم و انتقال سریعتر افزایش هزینهها به مصرفکننده شده است. این دوره، اوج فشار قیمتی بر بازار بوده است.
بیشترین رشد قیمت هر واحد کالا در سه دوره مورد بررسی به مواد غذایی اختصاص داشته و صنایع غذایی بیشترین فشار تورمی را تحمل کردهاند. افزایش قیمت تقریباً در تمام صنایع در دوره اسفند و فروردین شتاب گرفته، اما سرعت افزایش قیمت در مواد غذایی از سایر صنایع بیشتر بوده است.
البته شدت تأثیر بحران بر صنایع مختلف یکسان نبوده و همه بازارها به یک اندازه تحت فشار قرار نگرفتهاند. با این حال، در مجموع، بیشترین تورم ثبتشده در این سه دوره مربوط به مواد غذایی بوده است.
بیثباتی قیمتها، مهمتر از کمبود کالا
بر اساس نظرسنجی انجامشده از حدود ۴۰۰ فروشگاه درباره تغییرات بازار، تأمین کالا و رفتار فروش در دوره درگیریها، «افزایش قیمتها» و «تغییر الگوی هزینهکرد خانوارها» مهمترین چالشهای بازار بودهاند.
در این دوره، برخی محصولات با افزایش قیمت ناگهانی و برخی دیگر با افزایش تدریجی قیمت مواجه شدهاند. برای مثال، اگرچه حجم فروش محصولات لبنی شامل شیر، ماست، پنیر، خامه، بستنی و کشک در اسفند و فروردین رشد کرده، اما برآیند فروش این صنعت در مجموع سه دوره همچنان کاهشی بوده است.
یافتههای نظرسنجی از مغازهداران نیز از تداوم فشار بر فروش لبنیات در بحرانهای اخیر حکایت دارد. بیش از نیمی از فروشگاهها اعلام کردهاند که با کمبود کالا مواجه نبودهاند؛ بنابراین چالش اصلی آنها نه «اختلال گسترده در تأمین کالا»، بلکه «بیثباتی قیمتها» بوده است.
همچنین بیش از نیمی از فروشگاهها گفتهاند کالابرگ در فروشگاه آنها ارائه نمیشود. در میان فروشگاههای مشمول نیز اثر مثبت کالابرگ عمدتاً در سطح کم تا متوسط ارزیابی شده است.
تخممرغ و روغن در صدر خرید خانوارها
تخممرغ و روغن جایگاه اول و دوم خود را در فروش حجمی و ریالی حفظ کردهاند. با این حال، این ثبات به معنای بیتأثیر بودن فشار اقتصادی بر الگوی مصرف نیست.
روغن یکی از بارزترین نمونههای فشار تورمی بر مصرفکننده به شمار میرود. افزایش شدید قیمت این کالا، با وجود کاهش حجم فروش، باعث شده رشد فروش ریالی آن حفظ شود.
در بازار لبنیات نیز ساختار بازار در برابر بحرانها مقاومت بیشتری نشان داده است. رتبه محصولات از نظر سهم فروش حجمی و ریالی در سه دوره تغییر محسوسی نکرده، هرچند اندازه بازار و عملکرد هر محصول با نوسان همراه بوده است.
پوشک همچنان ستون بازار سلولزی است
محصولات سلولزی شامل پوشک بچه، نوار بهداشتی و دستمال کاغذی برخلاف روند کلی بازار، در دوره اسفند و فروردین رشد حجم فروش نداشتهاند. این وضعیت میتواند ناشی از محدودیت عرضه و وابستگی این محصولات به مواد اولیه وارداتی باشد.
پوشک بچه به عنوان ستون اصلی بازار سلولزی، در هر سه دوره هم از نظر حجم و هم از نظر ارزش فروش، جایگاه مهمی داشته است.
